تبليغاتX
حرفام

حرفام

 

اگه اون که کنارته تو رو بیشتر از من میخواد

 

اگه با همون راحتی اگه باهات راه میاد

 

اگه روزگار بد تو رو ازم گرفته

 

اگه خاطرات خوبمون از خاطرم نرفته

 

خوشبختیت آرزومه حتی با من نباشی

 

حتی از خاطره هامون جدا شی


 

از همون روزای اول میدونستم نمیمونی

 

میدونستم نمیتونی عشقو تو چشام بخونی

 

از همون روزای اول دل تو با دیگری بود

 

کاش همیشه پات بمونه اون که عشق بهتری بود


 

خوشبختیت آرزومه sigh

             

  حتی با من نباشی

                            

      حتی از خاطره هامون جدا شی

                                           

                  خوشبختیت آرزومه __

 

 

چه سخت گذشت تا بفهمم بودنم را و چه ساده میگذرد رفتنم،

اما در این بودن و رفتن به من یاد دادی عاشق باشم

چه زود گذشت آن زمان که مرا درس عشق دادی و محبت را

ضمیمه وجودم کردی و در پیوست نهادم حک نمودی:


دوست بدار و عاشق باش


آری تو در وجودم دوست داشتن را به ودیعه نهادی

چگونه ستایش کنم تو را که ناتوانتر از آنم که برای تو بنویسم

و چه زود گذشت بودنم و زود میرود رفتنم

میدانم میروم ومیدانم که باید بروم

اما به کدامین منزل بیاسایم

بسیار دوستت دارم، من عاشقم مهربان

آخر تو به من آموختی عشق را، اگر من اکنونم به عشق آمیخته است

چون تو مرا کشاندی .

پس چرا احساس میکنم دیگر دوستم نداری

نمیدانم........... شاید اشتباه میکنم

چون تا زمانی که که من در ملک تو هستم امیدوارم .

راستی اگر مرا از مُلکت راندی به کدامین ملجا پناه ببرم ؟

اما هر جا بروم مُلک توست و این شادیم را افزون میکند که هر جا

بروم از آن توست................

پس هنوزدوستم داری

 

هنگامیکه یکی از تارهای ویولونتان پاره شد اهنگ خود را با سه سیم دیگر تمام کنید.

 

هیچ کس جز تو قصه ات را تغییر نخواهد داد...

فقط وقتی چشم از هدفت بر می داری موانع را می بینی...

 

به تعداد ادما راه هست واسه رسیدن به خدا

                و به تعداد ادما راه هست واسه رسیدن به موفقیت.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 11:39  توسط شاید یکی  | 


تا قيامت

من ميگم بهم نگاه كن
تو ميگي كه جون فدا كن
من ميگم چشمات قشنگه
تو ميگي دنيا دو رنگه
من ميگم دلم اسيره
تو ميگي كه خيلي ديره
من ميگم چشمات و واكن
تو ميگي من و رها كن
من ميگم قلبم رو نشكن
تو ميگي من مي شكنم من ؟
من ميگم دلم رو بردي
تو ميگي به من سپردي ؟
من ميگم دلم شكسته است
تو ميگي خوب ميشه خسته است
من ميگم بمون هميشه
تو ميگي ببين نمي شه
من ميگم تنهام مي ذاري
تو ميگي طاقت نداري
من ميگم تنهايي سخته
تو ميگي اين دست بخته
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت
من ميگم خدا به همرات
تو ميگي چه تلخه حرفات
من ميگم كه تا قيامت
برو زيبا به سلامت
boy iran is offline  

 

مث اون موج صبوري كه وفاداره به دريا
تو مهي مثل حقيقت مهربوني مث رويا
چه قدر تازه و پاكي مث ياساي تو باغچه
مث اون ديوان حافظ كه نشسته لب طاقچه
تو مث اون گل سرخي كه گذاشتم لاي دفتر
مث اون حرفي كه ناگفته مي مونه دم آخر
تو مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر
تو همون آبي كه رسمه بريزن پشت مسافر
مث برق دو تا چشمي توي يك قاب شكسته
مث پرواز واسه قلبي كه يكي بالاشو بسته
مث اون مهمون خوبي كه ميآد آخر هفته
مث اون حرفي كه از ياد دل و پنجره رفته
مث پاييزي وليكن پري از گل هاي پونه
مث اون قولي كه دادي گفتي يادش نمي مونه
تو مث چشمه آبي واسه تشنه تو بيابون
تو مث يه آشنا تو غربت واسه يه عاشق مجنون
تو مث يه سرپناهي واسه عابر غريبه
مث چشماي قشنگي كه تو حسرت يه سيبه
چشمه ي چشماي نازت مث اشك من زلاله
مث زندگي رو ابرا بودنت با من محاله
يك روزي بيا تو خوابم بشو شكل يك ستاره
توي خواب دختري كه هيچ كس و جز تو نداره
تو يه عمر مي درخشي تو يه قاب عكس خالي
اما من چشمام رو دوختم به گلاي سرخ قالي
تو مث بادبادك من كه يه روز رفت پيش ابرا
بي خبر رفتي و خواستي بمونم تنهاي تنها
تو مث دفتر مشقم پر خطاي عجيبي
مث شاگرداي اول كمي مغرور و نجيبي
دل تو يه آسمونه دل تنگ من زميني
مي دونم عوض نمي شي تو خودت گفتي هميني
تو مث اون كسي هستي كه ميره واسه هميشه
التماسش مي كني كه بمون اون ميگشه نميشه
مث يه تولدي تو مث تقدير مث قسمت
مث الماسي كه هيچ كس واسه اون نذاشته قيمت
مث نذر بچه هايي مث التماس گلدون
مث ابتداي راهي مث آينه مث شمعدون
مث قصه هاي زيبا پري از خواباي رنگي
حيفه كه پيشم نمونن چشاي به اين قشنگي
پر نازي مث ليلي پر شعري مث نيما
ديدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ يلدا
بيا مثل اون كسي شو كه يه شب قصد سفر كرد
ديد يارش داره ميميره موند ش و صرف نظر كرد

 

آخر يه روز دق ميكنم فقط به خاطر تو
دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو
شب به بيابون مي زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون مي زنم فقط به خاطر تو
تو نمي خواي بياي پيشم فقط به خاطر من
من ولي سرزنش مي شم فقط به خاطر تو
عشق تو پنهون ميكني فقط به خاطر من
من دلم و خون مي كنم فقط به خاطر تو
از دور تماشا ميكني فقط به خاطر من
من دل و رسوا ميكنم فقط به خاطر تو
از خوبيات كم ميكني فقط به خاطر من
رشته رو محكم مي كنم فقط به خاطر تو
تو خودت رو گم ميكني فقط به خاطر من
من خودم رو گم ميكنم فقط به خاطر تو
شعله رو خاموش ميكني فقط به خاطر من
شب رو فراموش ميكنم فقط به خاطر تو
تو خنده هات غم ميزني فقط به خاطر من
دنيا رو بر هم ميزنم فقط به خاطر تو
يه روز مي شم بي آبرو فقط به خاطر تو
قربوني يه جست و جو فقط به خاطر تو
تو ام يه روز مي ري سفر فقط به خاطر من
خيره مي شن چشام به در فقط به خاطر تو
به من تو ميگي ديوونه فقط به خاطر من
جملت به يادم مي مونه فقط به خاطر تو
تو من و بيرون ميكني فقط به خاطر من
قلبم رو ويرون ميكنم فقط به خاطر تو
ميگي از سنگ دلت فقط به خاطر من
يه عمره كه تنگه دلم فقط به خاطر تو
تو گفتي عاشقي بسه فقط به خاطر من
دنيا واسم يه قفسه فقط به خاطر تو
مي ري سراغ زندگيت فقط به خاطر من
من مي سوزم تو تشنگيت فقط به خاطر تو
تو ميگي عشق يه عادته فقط به خاطر من
دلم پر شكايته فقط به خاطر تو
ميگيري از من فاصله فقط به خاطر من
دست ميكشن از هر گله فقط به خاطر تو
توميگي از اينجا برو فقط به خاطر من
رفتم به احترام تو فقط به خاطر تو
رد ميشي از مقابلم فقط به خاطر من
مونده سر قرار دلم فقط به خاطر تو
ناز ميكني براي من قفط به خاطر من
من ميشينم به پاي تو فقط به خاطر تو
نيستي كنار پنجره فقط به خاطر من
دل نمي تونه بگذره فقط به خاطر تو
تو من رو يادت نمياد فقط به خاطر من
دلم كسي رو نمي خواد فقط به خاطر تو
مي گذري از گذشته ها فقط به خاطر من
مي رم توي نوشته ها فقط به خاطر تو
تو منو تنها مي ذاري فقط به خاطر من
من خودم رو جا ميذارم فقط به خاطر تو
دل رو گذاشتي بي جواب فقط به خاطر من
يه عمر ميكشم عذاب فقط به خاطر تو
دلت شكسته مي دونم فقط به خاطر من
منم يه خسته مي دوني فقط به خاطر تو
آخر ازم جدا شدي فقط به خاطر من
من مشغول دعا شدم فقط به خاطر تو
boy iran is offline  

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 14:11  توسط شاید یکی  | 


همه بغضشون گرفته چرا بارون نمياد!؟

ليلي مرد از غم دوري چرا مجنون نمياد!؟

روي ماهش کجا پنهون شده رفته کجا!؟

چرا از اونور ابرا ديگه بيرون نمياد!؟

نيتت رو واسه فال قهوه کردم ولي حيف

عکس اون چشماي قشنگ توي فنجون نمياد

من و کشتي تو با اين خنجر دوريت عجبه

چرا از اين دله ديونه يه کم خون نمياد!؟

مگه تو بيخبري موم رو پريشون ميکنم

دل تو واسه مويه پريشون نمياد

دل تو ازبس سفيد و لطيفه مثل برف

از خجالت تو برفي تو زمستون نمياد

تو دلم فقط يه بار مهموني بود تو اومدي

درا رو بستم از اون وقت ديگه مهمون نمياد

صدايه بارون قشنگه به شيشه که ميخوره

اما با غم نجيب روي ناودون نمياد

دو سه بار واسط نوشتم مثه آيينه ميموني

تو يه بار جواب ندادي چرا شمعدون نمياد

عمريه اسيرتم اسير اون چشماي ناز

يه ملاقاتي واسم يه بار تو زندون نمياد

نميگه کسي واسه مرمتش فکري کنيم

هيچکسي سراغ اين کلبه ويرون نمياد

زندگي بزيه شطرنج و من منتظرم

طرف مقابلم ولي به ميدون نمياد

گاهي وقتها اينقدر آب و هوام ابري ميشه

که قد اشکاي من از رود کارون نمياد

گاهي وقتا با خودم ميگم شاي ميخواد ذوق بکنم

اما معلومه نخواد بياد که پنهون نمياد

اونکه براي ديدنش ستاره ميچيني اهل نازه

پس با يه خواهش آسون نمياد

تو نامه آخري کلي دليل اورده بود

مثلا چون تشنه اند ياسايه تو گلدون نمياد

لااقل کاش راستشو براي من نوشته بود

کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمياد



*****

مي خوام يه قصري بسازم پنجره هاش آبي باشه
من باشم و تو باشي و يه شب مهتابي باشه

امشب مي خوام از آسمون ياسهاي خوشبو بچينم
امشب مي خوام عكس تو رو تو خواب گل ها ببينم

كاشكي بدوني چشمات رو به صد تا دنيا نمي دم
يه موج گيسوي تو رو به صد تا دريا نمي دم

كاش تو هواي عاشقي هميشه پيشم بموني
از تو كتاب زندگي حرفاي رنگي بخوني

حتي اگه دلت نخواد اسم تو ، تو قلب منه
چهره تو يادم مياد وقتي كه بارون مي زنه

امشب مي خوام براي تو يه فال حافظ بگيرم
اگر كه خوب در نيومد به احترامت بميرم

امشب مي خوام رو آسمون عكس چشات رو بكشم
اگر نگاهم نكني ناز نگات رو بكشم

مي خوام تو رو قسم بدم به جون هر چي عاشقه
به جون هر چي قلب صاف رنگ گل شقايقه

يه وقتي كه من نبودم بي خبر از اينجا نري
بدون يه خداحافظي پر نزني تنها نري

وقتي كه اينجا بموني بارون قشنگ و نم نمه
هواي رفتن كه كني مرگ گلهاي مريمه
 

نگات قشنگه وليكن يه كم عجيب و مبهمه

من از كجا شروع كنم دوست دارم يه عالمه

من و گذاشتي و بازم يه بار ديگه رفتي سفر

نمي دونم شايد سفر براي دردات مرهمه


تا وقتي اينجا بموني يه حالت عجيبيه


من چه جوري واست بگم بارون قشنگ و نم نمه


هواي رفتن كه كني واسه تو فرقي نداره


اما به جون اون چشات مرگ گلاي مريمه


آخرشم دق مي كنم تا من و دوست داشته باشي


مردن كه از عاشقيه يك دفه نيست كه كم كمه


من نمي دونم تو چرا اينجور نگاهم مي كني


زير نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه


مي پرسم از چشماي تو ممكنه اينجا بموني ؟


مي خندي و جواب مي دي رفتن من مسلمه


برو به خاطر خودت اما به من قول بده


هرجاي دنيا كه بري ديگه نشو مال همه


رسمه كه لحظه ي سفر يادگاري به هم مي دن


قشنگ ترين هديه ي تو تو قلب من يه مشت غمه


شايد اين و بهم دادي كه هميشه با من باشه


حق با تو ا تو راست مي گي غمت هميشه پيشمه


ديدي گلا شب كه ميشه اشكاشونو رو مي كنن


يادت باشه چشم منم هميشه غرق شبنمه


تو مي ري و اسم من و از رو دلت خط مي زني


اسم قشنگ تو ولي هميشه هرجا يادمه


چشماي روشنت يه كم كاشكه هواي من رو داشت


تنها توقعم فقط يه بار جواب ناممه

 

 

نمي گم خطا نكردم من كه ادعا نكردم

همه گفتن بي وفايي من كه اعتنا نكردم

عازم سفر شدي تو من دلم مي خواست بموني

واسه موندن تو اما بخدا دعا نكردم


واسه تو كلي نوشتم كه يه جوري مبتلا شي


تقصير منه كه آخر تو رو مبتلا نكردم


توي كوچه ي رفاقت يه سلام جواب ندادم


تو دلم تويي اون و با كسي آشنا نكردم


مي دونم دوسم نداري حتي قد يه قناري


اما عاشقم هنوزم بدون اشتباه نكردم


ما جايي قرار نذاشتيم جز تو كوچه هاي رويا


اين دفعه تو اومدي من به قرار وفا نكردم


زير دين ناز چشمات يه عمريه دارم مي سوزم


تا خاكستري نشه دل دينمو ادا نكردم


اومدن واسه نصيحت به بهانه ي يه صحبت


عمرشون كلي تلف شد چون تو رو رها نكردم


راه آسمون كه بسته س گرچه قلبامون شكسته س


تا بحال انقد خدا رو اينجوري صدا نكردم


تو من و گذاشتي رفتي خواستي من ديوونه تر شم


باورت نمي شه شايد آخه جون فدا نكردم


نامه هاي عاشقونه با نشونه بي نشونه


اما از كساي ديگه س پس اونا رو وا نكردم


يادته عكست و دادي بذارم تو قاب قلبم


بعد از اون روز ديگه هرگز به كسي نگا نكردم


تو از اون روزي كه رفتي نه تو رفتي كه ببيني


تا قيامت هم تو رو من از خودم جدا نكردم

 
نه!نمي شود رفت و گذشت و نديد!
هنوز چشمي پشت پنجره منتظر هست
و نگاهش به ان سو دو دو مي زند
و صداي تپ تپ دلي را نشنيد
كه بي تاپ و بي قرار دل دل مي كند
براي سير ديدنش ...
خدايا، خدايا ان روز مباد!
ان روز بي عشق، هرگز مباد!

 

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم

تو مثل شمعداني ها پر از رازي و زيبايي
و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم

تو دريايي تريني، ابي و ارام و بي پايان
و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم

تا مثل اسماني مهربان و ابي و شفاف
و من در ارزوي قطره هاي پاك بارانم

نمي دانم چه بايد كرد با اين روح اشفته
به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم

تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار
و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم

تو مثل مرز احساسي قشنگ و دور و نامعلوم
و من در حسرت ديدار چشمت رو به پايانم

تو مثل مرهمي بر بال بي جان كبوترها
و من هم يك كبوتر تشنه باران درمانم

بمان امشب كنار لحظه هاي بي قرار من
ببين با تو چه رويايي ست رنگ شوق چشمانم

شبي يك شاخه نيلوفر به دست ابيت دادم
هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم

تو فكر خواب گلهايي كه يك شب باد ويران كرد
و من خواب تو را مي بينم و لبخند پنهانم

تمام ارزوهايم زماني سبز مي گردد
كه تو يكشب بگويي، دوستم داري تو ، مي دانم

غروب اخر شعرم پر از ارامش درياست
و من امشب قسم خوردم ترا هرگز نرنجانم

به جان هر چه عاشق تو اين دنياي پرغوغاست
قدم بگذار روي كوچه هاي قلب ويرانم

بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد
دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم
____
تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم

تو مثل شمعداني ها پر از رازي و زيبايي
و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم

تو دريايي تريني، ابي و ارام و بي پايان
و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم

تا مثل اسماني مهربان و ابي و شفاف
و من در ارزوي قطره هاي پاك بارانم

نمي دانم چه بايد كرد با اين روح اشفته
به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم

تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار
و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم

تو مثل مرز احساسي قشنگ و دور و نامعلوم
و من در حسرت ديدار چشمت رو به پايانم

تو مثل مرهمي بر بال بي جان كبوترها
و من هم يك كبوتر تشنه باران درمانم

بمان امشب كنار لحظه هاي بي قرار من
ببين با تو چه رويايي ست رنگ شوق چشمانم

شبي يك شاخه نيلوفر به دست ابيت دادم
هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم

تو فكر خواب گلهايي كه يك شب باد ويران كرد
و من خواب تو را مي بينم و لبخند پنهانم

تمام ارزوهايم زماني سبز مي گردد
كه تو يكشب بگويي، دوستم داري تو ، مي دانم

غروب اخر شعرم پر از ارامش درياست
و من امشب قسم خوردم ترا هرگز نرنجانم

به جان هر چه عاشق تو اين دنياي پرغوغاست
قدم بگذار روي كوچه هاي قلب ويرانم

بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد
دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت پايانم
__________________
______________
 
اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه

اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گرداي رو آينه ها فقط غم زندگيه

اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه

اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه

اين روزا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه

اين روزا كار آدما دلهاي پاك رو بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه

اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه

اين روزا سهم عاشقا غصه و بي وفاييه
جرم تمومشون فقط لذت آشناييه

اين روزا توي هر قفس يكي دو تا قناريه
شبها غم قناريها تو خواب خونه جاريه

اين روزا چشماي همه غرق نياز شبنمه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه

اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه
قلباي مثل دريامون پر از خراش و تركه

اين روزا عادت گلها مرگ و بهونه كردنه
كار چشماي آدما دل رو ديونه كردنه

اين روزا كار رويامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگي زندگي ها رو باختنه

اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه
رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه

اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن

اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره
هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره

اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه
چشاي خسته تا ابد به در بسته مي مونه

اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه

اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه
زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه

اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه
كار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه

اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشماي خيس و ابريشون همپاي رود كارونه

اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
يه وقتا توي زندگي همديگر و جا مي ذارن

جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه
فقط توي نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه

اين روزا جرم عاشقي شهر دل و فروختنه
چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه

اسم گلا رو اين روزا ديگه كسي نمي دونه
اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراوونه

اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه
زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه

اين روزا اشك مون فقط چاره ي بي قراريه
تنها پناه آدما عكساي يادگاريه

اين روزا فصل غربت عشق و يبدهاي مجنونه
بغضاي كال باغچه منتظر يه بارونه

اين روزا دوستاي خوبم همديگر رو گم ميكنن
دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن

اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره
كمتر ميبيني كسي رو كه تا ابد منتظره

مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن
حقا كه بي وفايي رو خوب هم رعايت ميكنن

درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن
پاييز كه از راه ميرسه پا روي برگاش مي ذارن

اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن
چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن

اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم
شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم

اون وقت دوباره آدما دستاشون رو پل ميكنن
درداي ارغواني رو با هم تحمل مي كنن

اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني ميشه
بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه

اما نه فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست
انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست
 
سرنوشت بديه اول جاتو ازم گرفت
صبح فردا شد ديدم رد پاتو ازم گرفت
تا مي خواستم به چشماي روشنت نگا كنم
مال ديگري شدي و چشاتو ازم گرفت
تو رو جادو كرد يكي با يه چيزي مثل طلسم
اثرش زياد بود و خنده هاتو ازم گرفت
تو با من حرف مي زدي نگات يه جاي ديگه بود
خدا لعنتش كنه ، اون ، نگاتو ازم گرفت
لحظه هات يه وقتايي مال دوتامون مي شدن
اون حسود ، اون دو سه تا لحظه ها تو ازم گرفت
خيلي وقته سختمه ديگه تنفس بكنم
يه جور عجيبي انگار هواتو ازم گرفت
خدا دوس نداشت بيام پيشت كنار تو باشم
باورت نمي شه حس دعاتو ازم گرفت
دست روزگار چه قدر با من و آرزوم بده
لحن فيروزه اي مريماتو ازم گرفت
سلامت ، خداحافظيت عزيزماي نقره ايت
حرف آخر ، به امون خداتو ازم گرفت
تو حواس واسم نذاشتي چه كنم از دست تو
اشتباهم بهترين جمله هاتو ازم گرفت
نمي خواد بپرسي چي ، خودم دارم بهت مي گم
تو يه خط خوردگي دنيا ،‌ صداتو ازم گرفت
يه كم از برگشتن قشنگتو وقتي گذشت
يكي اومد و يه ذره وفاتو ازم گرفت
هفتم اردي بهشت نزديكاي تولدت
جمعه كه قد تموم زندگيم دلم گرفت
 
 
 
 
بيا ، باشه
مي خوام يكي رو بكشم ، چشاش مث شما باشه
قاش چشم شما ، فقط بايد خدا باشه
من مي دونم نمي دونيد چقدر شما رو دوس دارم
كم كمش فكر مي كنم قد ستاره ها باشه
من شنيدم مي خواين از عشقتون دس بكشم
واسه يه عاشق مي تونه اين بدترين بلا باشه
من مي دونم اونكه مي خواين بايد چيا داشته باشه
چشاش بايد سبز و موهاش رنگ خود طلا باشه
اما مي خوام واسه يه بار جاي شما نظر بدم
كاش به جاي اينا يه كم عاشق و مبتلا باشه
من هميشه تو رؤياهام سوالي از شما دارم
چرا مي خواين دساي من از دساتون جدا باشه ؟
راستش مي ترسم وليكن ، شما كسي رو دوس دارين ؟
الهي كه تصورم واسه آره ، خطا باشه
الهي كه يه روز بگيد دوسم داريد حتي يه كم
تنها تقاضام از خدا ،‌شايد همين دعا باشه
انقد دلم مي خواد يه بار بهم بگيد كجا بودي ؟
بگم كه جز پيش شما دل مي تونه كجا باشه
آخر يه شب جواب داديد به نامه هاي بارونيم
مثل شما فقط مي شه تو شهر قصه ها باشه
شاهزاده ي روياهاي نقره اي و خيس شبام
شما سفيديد ، همه ي دنيا بايد سيا باشه
كوه بلند بيستون ،‌ با هفت تا طاق آسمون
بايد پيش چشم شما بشكنه ، خم شه ، تا باشه
صداي نازتون داره ، قلب منو مي لرزونه
مگه مي شه اين لرزيدن فقط مال صدا باشه ؟
يه جور تو قلبم اومديد كه راه برگشت نداريد
فكر مي كنم اين اومدن فقط كار خدا باشه
يه عصر پاييز بذاريد سر بذارم رو شونتون
بذايد اين ديوونتون مثل پرنده ها باشه
ديگه گذشته از جنون ، رد شدم از ديوونگي
يقين دارم كه جام بايد توي بيابونا باشه
پشت در قلب شما ،‌ نشستم و در مي زنم
خدا كنه واسه من ، ديوونه اونجا باشه
به چشماي درياييتون ، يه كم دقيق نگا كنيد
شايد يه ماهي اونجاها تو عالم شنا باشه
نگاتون آخر منو كشت به هر كي كه ديديد بگيد
بذاريد اسمم لااقل جز ديوونه ها باشه
ديوونه اي كه واستون عمرشو ، جونشو گذاشت
تا كه يه بار بهش بگيد من مي خوامت بيا باشه
 
 
برگرد بي تو بغض فضا وا نمي شود
يك شاخه ياس عاطفه پيدا نمي شود
در صفحه دلم تو نوشتي صبور باش
قلبم غبار دارد و معنا نمي شود
بي تو شكست و پنجره رو به آسمان
غم در حريم آبي دل جا نمي شود
درياي تو پناه نگاه شكسته است
هر دل كه مثل قلب تو دريا نمي شود
مي خواستم بچينم از آن سوي دل گلي
اما بدون تو كه گلي وا نميشود
درديست انتظار كه درمان آن تويي
اين درد تلخ بي تو مداوا نمي شود
زيباترين گلي كه پسنديده ام تويي
گل مثل چشمهاي تو زيبا نمي شود
بي تو شكسته شد غزل آشناييم
اين رسم مهرباني دنيا نمي شود
گفتي صبور باش و به آينده بنگر
پروانه كه صبور و شكيبا نمي شود
شبنم گل نگاه مرا بار شسته است
دل در كنار ياد تو تنها نمي شود
گلدان ياس بي تو شكست و غريب شد
گلدان بدون عشق شكوفا نمي شود
باران كوير روح مرا مي برد به اوج
اما دلم بدون تو شيدا نمي شود
رفتي و بي تو نام شكفتن غريب شد
ديگر طلوع مهر هويدا نمي شود
روياي من هميشه به ياد تو سبز بود
رفتي و حرفي از غم رويا نمي شود
رفتي و دل ميان گلستان غريب ماند
ديگر بهار محو تماشا نمي شود
يك قاصدك كنار من آمد كمي نشست
گفتم كه صبح اين شب يلدا نمي شود
دل هاي منتظر همه تقديم چشم تو
امروز بي حضور تو فردا نمي شود

zary آفلاين است  
Digg this Post!Add Post to del.icio.usBookmark Post in TechnoratiTweet this Post!
پاسخ با نقل قول
قدیمی 17th October 2006   #8

khazan

عضو پيشكسوت

امتیازات: 7,764, سطح: 59
امتیازات: 7,764, سطح: 59 امتیازات: 7,764, سطح: 59 امتیازات: 7,764, سطح: 59
فعالیت: 0%
فعالیت: 0% فعالیت: 0% فعالیت: 0%

 khazan آواتار ها

تاریخ عضویت: Mar 2006
نوشته ها: 627
تشکر از دیگران: 219
تشکر شده 326 بار در 226 پست

 

 
 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 13:48  توسط شاید یکی  | 

 گفتی که مرا دوست نداری  گله ای نیست

بین من و عشق تو ولی  فاصله ای نیست

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من ده

گفتی که باید بروم حوصله ای نیست 

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آنوقت

جز عشق تو در خاطر من  مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت 

بگذار بسوزد دل من  مسئله ای نیست

 

دلم بدجوری گرفته..هر طرف که نگاه ميکنم تو رو ميبينم.. عطرتو حس ميکنم و

 

صداتو ميشنوم..اما تو هيچ وقت نيستی... ميترسم دستاتو تو دستم بگيرم..ميترسم

 

بلور انگشتاتو بشکنم... می ترسم تو هم مثل من بوی تنهايی و غربت بگيری..

 

میترسم اين بغض هزار ساله به تو هم سرايت کنه... من از مرگ نمی ترسم از

 

رفتن تو می ترسم.. می ترسم تو بری و من نميرم! می ترسم بدون تو زنده بمونم دلم

 

گرفته...!! مثل تموم شبهايی که گذشت..!! مثل تموم شبهايی که بدون تو خواهند

 

اومد...!! روزگارم از شبهای بی ستاره تو هم تيره تر شده.. تنها يادت هست که

 

اميدسپيده ای هرگز نيومده رو تو دلم زنده نگه ميداره...ديگه زير بارون خيس

 

نميشم..!! ياد اون چتری که بالای سرم گرفتی تا ابد با منه.. من و ببخش که هنوز

 

ازت پرم ..که هنوز نميتونم ازت دل ببرم.. راستی تا حالا شده اون قدر دلت برای

 

کسی تنگ بشه که با شنيدن اسمش هم بغض گلوتو بگيره؟؟ تا به حال شده اون قدر

 

بخوای برای يه نفر بميری  که از زنده بودنت هم خسته بشی؟؟ يا شده دلت بخواد

 

زمين و زمان متوقف بشن تا نگاهی که به تو خيره شده لحظه ای بيشتر باقی

 

بمونه؟؟ميدونی... من عاشقم چون فقط يه بار تو دلم زلزله اومد اما از زلزله بم هم

 

مخرب تر.. چون هميشه قلبم واسه يه نفر زد (واسه تو)...ميدونی... تو هيچ وقت

 

نتونستی ذهنمو بخونی..اشکمو ببينی.. صدامو نشنيدی..صدايی که خودت خفش

 

کردی.. صدايی که يه روز بهت ميگفت دوست دارم عشق من پاک بود..عشق من با

 

عشقای حالا فرق داشت وقتی ميگفتم دوست دارم با بند بند وجودم ميگفتم.. اما هيچ

 

وقت نفهميدی اما بازم ميخوام از تو بنويسم ..ميدونی چرا؟ چون اول واخرلحظه

 

هام توي بذار هميشه پريشونت بمونم ميذاری که ؟؟ تو رو خدا اینم ازم نگیر من

 

میمیرم.....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 16:2  توسط شاید یکی  | 

 

اندیشیدن به پایان هر چیز،

شیرینی حضورش را تلخ می کند.

بگذار پایان تو را غافلگیر کند، درست مانند آغاز.



مثل امروز نبود

مثل یک واقعه اما ز خودم دور نبود

از من و جنس تن و خنده اجباری ما

انعکاس جوک هر روز نبود

آخرین بار که من خندیدم

علتش پول نبود

علتش چهره ی ژولیده ی یک دلقک گیج



یا زمین خوردن یک کور نبود


علتش مستی و مطربی و پوچ نبود

من به من خندیدم

که چونان دلقک گیج

پای می لنگانم

نقش یک خنده به صورت دارم

و دلم غمگین بود

من به من خندیدم

که گریزان ز غم و قصه تنهایی دل

دل به میخانه و مستی بردم

غافل از این که دل و ساقی و می بیمارند

من به من خندیدم

که خدا دارم و نامش به زبان میرانم

حاجتم روزی هر روز ز من می خواهم

آخرین بار به من از ته دل خندیدم


آخرین بار که خواهم خندید

نه به ظاهر ، از دل

همچو خندیدن شبنم به تماشاگه راز


 

تا حالا شده احساس تنهایی کنی.

 

فکر کنی که هیچ کسی نیست که تورو بفهمه.

 

آره حتما شده تو این مواقع سعی می کنی که


چه حرکتی انجام بدی؟

 

خیلی از ماها می ریم پیش یکی از نزدیک ترین

دوستانمون تا با درد و دل کردن

با اون یه کم سبک بشیم.

 

اما حتما باز هم برات این اتفاق افتاده که

همون دوستت که از نظرت سنگ صبورته

برای تو وقت نداشته

باشه و باید به کارهای خودش برسه.

 

اون وقت چی؟دیگه به نظرت کی هست؟

 

خب من اینجا می خوام یه دوست رو

معرفي کنم که میلیون ها ساله که همه

می شناسنش از بزرگ و کوچیک،

 

 پیر و جوون، زن و مرد،دوستی که همیشه

برای همه ما وقت داره همیشه به فکر ماست

 

 همیشه خیر و صلاحمونو می خواد

 

 اما ما بی معرفتها خیلی وقتا از یاد می بریمش

یا وقتی کارمون باهاش تموم شد دیگه تا مشکل بعدی

سراغش نمی ریم.

 

باز هم می ریم سراغ افراد دیگه اما اون

باز هم پیش خودش می خنده و می گه عیب نداره

باز هم هر موقع کارت گیر کرد بیا پیش من.

 

تا حالا به این موضوع فکر کردی که این

دوست عزیز که تنهای تنهای تنهاست

 دوست داره که تو هم بهش یه سری بزنی

سرتو بگیری بالا بهش بگی

 

سلام امروز فقط به خاطر خودت اومدم،

اومدم که بهت بگم چقدر دوست دارم .

ازت تشکر کنم که اینقدر به فکر منی و

شرمندم که من اون طور که تو می خوای به فکرت نیستم.

 

می دونم به من حتی به اندازه یک قطره

هم نیاز نداری ولی باز هم شرمندم که

برات بنده بدی بودم.

اگه خوب گوش کنید داره یه صدایی می یاد که میگه:

 

یکی اون بالاست که مارو دوست داره


 

بی تو مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم

 

در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید

عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

 

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام

 

یادم آید تو به من گفتی : از این عشق حذر كن

لحظه ای چند بر این آب نظر كن

آب ، آیینه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا كه دلت با دگران است

تا فراموش كنی ، چندی از این شهر سفر كن

 

با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم

سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم

روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم

 

تو به من سنگ زدی ! من نه رمیدم نه گسستم

باز گفتم كه تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم. سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم

 

یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه كشیدم

نگسستم ، نرمیدم

 

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نه كنی از آن كوچه گذر هم

 

 

بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 18:10  توسط شاید یکی  | 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 17:59  توسط شاید یکی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 17:46  توسط شاید یکی  | 

صفايي بود ديشب با خيالت خلوت ما             ولي من باز پنهاني تو را آرزو كردم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت 17:26  توسط شاید یکی  | 

 

كد آهنگ ابی
من اگه خدا بودم

كد آهنگ
كد آهنگ
كد آهنگ